چشماتو ببند ... آروم بیا تو اتاق ... . . . یواش یواش......
حالا می تونی چشماتو باز کنی ....................
.
.
نظرت چیه ؟ ... خوبه ؟
.
.
چرا اینجوری نگاه می کنی ؟ خوشت نیومد؟
.
.
آخه من از دست تو چی کار کنم ؟ دختر ! چرا اینقد منو دق می دی ؟ این چیه پوشیدی؟ از کجا آوردی؟
کی گفت بری لباس عروس بگیری؟با کی رفتی؟ آخه مگه کسی تنهایی میره لباس عروس میگیره ؟ آخه الان که وقتش نیست .. چرا اینقد عجولی ؟
.
.
.
الان یه یه روزی میشه هوای دلامون دوباره ابری شده !!!!!!!! من کاری نکردم !!!!!!!! فقط ذوق و شوق خرید لباس عروس داشتم ... لباسی که تو ویترین مغازه بود خیلی نظرم و چند وقتی به خودش گرفته بود.... دقیقا سایز و اندازم بود... نیازی به دوخت و دوز نداشت ... دست اول و شیک ... من هم دیروز بعد از اینکه از شهرام پول واسه خرید لباس شب عید گرفتم و اومدم بیرون ... هر کار کردم از فکرش بیرون نیومدم ... بالاخره خریدم ... ولی مثل اینکه فروشنده راست می گفت ...
لباس عروس و با داماد باید بیایی بخری ..........
